اوقات فراغت، عرصه مشارکت و تحول شخصیت جوانان
|
|
اوقات فراغت نزديكترين پيوند را با زندگي معنوي و فرهنگي افراد دارد. اوقاتي كه به ميل و اختيار در راه آموختن، آفريدن، پژوهش، تربيت، مشاركتهاي داوطلبانه اجتماعي، گسترش افقهايانديشه و بسياري از عرصههاي ديگر صرف ميگردد و واضح است كه ارتباط آن با حيات معنوي و فرهنگي جامعه تنگاتنگ است. چون فرد ميتواند در اوقات فراغت همان چيزي را كه ميپسندد انجام دهد، شخصيت نهايي خود را باز يابد و آن را ابراز كند، بنابراين قابليتهاي فرد غالبا در عرصه اوقات فراغت جلوهگر ميشود.
در جامعه ما توجه به دو واقعيت زير اهميت اوقات فراغت را بيش از پيش مبرهن و متقن مي سازد در ابتدا اينكه طبق آمار رسمي حدود هفتاد درصد جمعيت كشورمان زير سن سي سال قرار دارند يعني حدود چهل و دوميليون نفر از جمعيت كشور در محدوده سني نوجواني و جواني هستند و ديگر اينكه جوانان ما در مقايسه با بيشتر كشورها، از طولاني ترين تعطيلات برخوردارند. از اينرو پاسخ دادن به نيازهاي متنوع جوانان در زمينه اوقات فراغتشان از جنبه اخلاقي و تربيتي حائز اهميت فراوان مي باشد و شناخت علمي و دقيق اوقات فراغت امكان استفاده بهينه از آن را فراهم مي سازد.
اوقات فراغت از آنجا که بخش مهمی از فرصت زمانی هر جوان و نوجوان را به خود اختصاص میدهد با دو رویکرد می توان با آن مواجه شد: 1- به مثابه تهدید 2- به مثابه فرصت. آنچه حائز اهمیت است این است که اوقات فراغت به عنوان یک تهدید، زمانی سبب ایجاد آسیب های اجتماعی می شود که از سوی دست اندرکاران و سیاستگذاران فرهنگی جامعه با اوقات فراغت به مثابه یک فرصت برخورد نشود. در رویکرد تهدید، هدف صرفاً پر کردن زمان خالی و برنامه ریزی نشده جوان با برنامه سازی و هزینه کردن بدون هدفمندی مشخص است. گرچه به ندرت برخی دستگاهها اقدام به هدفگذاری می کنند اما در این هدفگذاری نیازهای روحی و اجتماعی سازنده شخصیت جوان مورد توجه قرار نمی گیرد و تحقق اهداف سازمان مزبور پی گیری می شود.
تحقق این هدف یعنی مدیریت صحیح اوقات فراغت، زمانی میسر خواهد شد که در بسترسازی برای آن، دو عامل اساسی نیازسنجی و رغبت سنجی به منظور تامین کیفی خواسته های آنها در نظر گرفته شود. زیرا نوجوانان و جوانان در فرایند اوقات فراغت به برنامه هایی، بهترین و فعالترین پاسخها را می دهند که برنامه های مذکور مبتنی بر شناخت دقیق نیازها و رغبتهایشان باشد. البته این نکته قابل ذکر است که در این شناخت، نیازهای کاذب و امیال ناسالم جزء شخصیت شاداب، پرتحرک و پوینده و پرسشگر یک جوان محسوب نمی شود.
شاکله شخصیت یک جوان و بروز رفتارهایش در جهت رشد و پویایی شخصیت و فراهم کردن زمینه برای شکوفایی تواناها و استعدادهایش شناخته می شود. این نظرسنجی ابتدایی این فرصت را فراهم می کند تا شرایط محیطی و اجتماعی که جوان در آن واقع شده و برای او نوع خاصی از فعالیتها و استفاده از ابزارها را ایجاب می کند بدرستی فهم و شناخته شود تا بر اساس آن برنامه ریزی شود.
این شناخت سبب می شود تامین نیازهای فرهنگی جوانان از سوی دستگاهها و مراکز فرهنگی بدرستی انجام پذیرد و زمینه را برای ایجاد نگرش و تحول در آنها فراهم نماید. فرد در سایه تامین نیازها به انگیزه های جدید، قوی و نیرومند دست می یابد و توانایی پیدا می کند تا مدیریت رفتاری و فکری خویش را بدست بگیرد.
در این راستا نکته شایان ذکر این است که تامین نیازها، صرفا در اختیار گذاشتن امکانات مادی از قبیل وسایل تفریحی، امکانات آموزشی و شیوه های تشویق و ترغیب مادی نیست هر چند که در جای خود مهم است.
چنانکه پژوهشی در حوزه روابط انسانی نشان می دهد موید این معناست که رضایت شخص در 15% موارد به خصوصیاتی نظیر خلاقیت، ذوق و قریحه ذاتی هر شخص بر می گردد و 85% رضایت درونی فرد، محصول ارتباطات انسانی مطلوب وی با دیگران می باشد. (1) این امر حتما باید در نظرسنجی های اولیه از مخاطبان اوقات فراغت مد نظر قرار گیرد و نسبت به آن برنامه ریزی مناسب صورت گیرد.
مراکز مدیریت اوقات فراغت همچون مدارس و آموزشگاهها، خانه های فرهنگ، کانون های فرهنگی مساجد، هسته های فرهنگی و سایر نهادهایی که برای غنی سازی اوقات فراغت کار می کنند می توانند در مجموعه فعالیتها و برنامه هایشان که در قالب کلاسها، اردوها، سفرهای برون شهری و درون شهری الگوی صحیح مناسبات و روابط انسانی را ارائه و زمینه پذیرش آن را در جوانان فراهم کنند و این امر میسر نمی شود مگر با مشارکت و مدیریت فعال خود جوانان در طرح ریزی و انجام برنامه ها همراه با یک نظارت متعادل و همراه، تا بتوانند عملا آن را تجربه کنند.
در این مسیر استفاده از مفاهیم دینی در قالب های روشن، غیرآمرانه، سمبلیک، علمی و متناسب با درک جوان با توجه به غنی بودن مفاهیم و آموزه های دینی می تواند بسیار کارآمد باشد. تحقق این امر سبب ایجاد ارتباط صحیح جوان با خانواده، دوستان، نهادها، مراکز مختلف اجتماعی و همه اقشار جامعه خواهد شد که به نوبه خود موجب کاهش آسیب های اجتماعی، احساس گسترش شخصیت دینی و اجتماعی جوان، ایجاد اعتماد به نفس، شکوفا شدن تواناییها و استعدادهایش و قرار گرفتن آن در خدمت بالندگی جامعه خواهد بود.
1- مهندس رحیم عربیان، اندیشه های بشری و فرهنگ توسعه، نشر کیفیت، چاپ اول، 1379، ص43